پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره
رهامرهام، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 6 ماه و 2 روز سن داره
مامان ریحانهمامان ریحانه، تا این لحظه: 38 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

پرهام و رهام

شیرین زبوووونم

گل پسرم تمام لحظاتت زعفرونی نیلوفر گونه و ناب عزیزم عزیز مامان. فندوق مامان. نفس مامان شبا که توی اتاقت میخوابی. به تختت یه زنگ بی سیم وصل کردم اگه نصف شب کارم داشته باشی با انگشت کوچول موچولوت زنگ میزنی منم خودم بهت میرسونم طرفدار تیم پرسپولیس شدی و باباجون بهت یاد دادن به رنگ آبی میگی آبی کلومی بابا هم بهت یاد داده و همش میگی پرشپولیش چیکارش میتنه. سولاخ سولاخش میتنه یا اینکه میگی واوای وای وای ای پرشپولیش حمله حمله حمله روزایی که قراره نانا بیاد خونمون شب زود میخوابی میگی بلم بخوابم ساعت شیش نانا میاد وقتی که از عمد یه کار اشتباه انجام میدی میگی شیطون گولم زد در حیاط پایین زدی ...
5 بهمن 1394

تولد مامان ریحانه

تولدم مبارک     دوباره یه سوپرایزه دیگه از طرف بابایی مهربونت ممنونم مرد ایده عال من   از همگی ممنونم   مخصوصا از آقا پرهام و پسرش عزیز مامان دیروز جوجوت آورده بودی پیشم و بهم میگفتی آقای دکتر پسلم ملیضه لنگش پلیده بالا (رنگش پریده) عزیز مامان. تولدم جمعه شب بود و صبح جمعه همراه بابایی و ماشین شارژیت به پارک رفتیم البته جنابعالی تقریبا هرروز پارک تشریف دارین   اینم مرد کوچک من اینم هشتک خرگوش صبا به صبا میگفتی تو مامانشی منم باباش هستم خخخخخ             ...
3 بهمن 1394

تشییع شهدا

تشیع ۹۴شهید گمنام دوران دفاع مقدس در شیراز عزیز کوچولوی مامان اول بهمن روز پنج شنبه به همراه خاله فرشته به شاه چراغ رفتیم اونجا یه حس غریبی بود و حسابی حالم دگرگون شد امیدوارم دعای خیر شهدا دنباله رو پرهامم باشه       ا ...
1 بهمن 1394

پیک نیک دونفری

گل پسر نازم زمانی که آفتاب جنگ شیراز سطح حیاطمون پهن میشه  دارو بساطمون جمع میکنیم و میریم توی حیاط پیک نیک دونفری پرهام و مامان ریحانه حسابی بهمون خوش میگذره  ...
20 دی 1394

هانا کوچولو

دلبرکم دوازده روز پیش (چهارم دی ماه) هانا کوچولو زمینی شد این خانوم کوچولو. خودش هم مثل اسمش ناز و خوشگله هانا کوچولو نوه عمو امین اقای بابایی هست باباش آقا هادی و مامانش خانوم لیلا ایشاالله که قدمش پرخیرو برکت باشه واسه مامان و باباش گل پسرم زمانی که هانا کوچولو دیدی حسابی متعجب شده بودی خیلی برات جالب بود و به من میگفتی باز میخوام بلم توی شکمت یا اینکه چرا راه نمیره. چرا دندون نداره الهی من قربون کنجکاویات برم خوشتل پسر ...
16 دی 1394

پسر اقا پرهام

شیرین عسلم الهی من قربون تخیلات گل پسرم بشم پرهامم این جوجوی ناز که توی عکس می بینی هرجا میری همرات میبریش  میگی پسلم هست اسمش هم جوجو گذاشتی وخیلی درقبالش احساس مسولیت میکنی     پرهامم. پسرت با خودت آورده بودی پارک وبهش میگفتی چون پسر خوبی بودی آوردمت پارکا خخخخخ اینجا هم به اتفاق نوه عزیزمان جوجوخان وعمه لی لی و صبا جونم در پارک آزادی هستیم ...
15 دی 1394

ترم دوم قران

قندوعسلم فندوق مامان اول دی ترم زمستانه کلاس قران شروع شد این ترم هم دوباره خانم نامجو مربی هستن و توهم حسابی ذوق زده شدی و کلی از کلاس قران استقبال کردی الهی من قربون پسر قران خونم برم اینم اقای پور زرینی معلم پر حوصله نقاشیت   ...
13 دی 1394

پیکاسوی مامان

الهی مامان به قربون اون انگشتای نازت بره که با گوشی نقاشی میکشی و خودت ازش عکس میگیری وتوی گالری ثبتش میکنی  اینم چند نمونه از هنرهای گل پسرم   البته کوچول مامان .من و بابا سعی کردیم که زیاد به موبایل وابسته نشی تا اونجایی که میتونیم تورو با بازیهای دیگه سرگرم میکنیم ...
7 دی 1394

تولد سه سالکی

شاهزاده کوچکم  چقدر زیباست تقارن تولدت با شب یلدا امیدوارم عمرت به بلندی و زیبایی شب یلدا باشه گل پسرم تولد سه سالگیت مبارک عسیسم   عزیز مامان امسال تم تولدت هندونه درست کردم   بدو برو ادامه مطلب گل همیشه بهارم خیلی خوشحالم که امسال تولدت در محرم و صفر نیست و موفق شدم تولدت شب یلدا بگیرم عاشقتم خوشتل مامان           کارت دعوت   ؛ هدیه کوچولوها اینم تاجشون تم شام     برگه یادگاری عزیز مامان امسال هم مثل هر سال خیلی...
30 آذر 1394